روی دامن صدف دارش می خوابم
خواب خشکی می بینم
و ردّ پایی که جا مانده است از من
روی پیشانی بلند شنی دریا ...
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
نگران نیستم
که دفترچه تلفنت
دیگر مرا نمی شناسد
من عادت کرده ام به ترک کردن ...
تلفنم که زنگ می خورد
انگار همین دیروز
گراهام بل کشف تازه ای کرده است.
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
بوی یلدا , را می شنوی؟
انتهای خیابان آذر...
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان..
قراری طولانی به بلندای یک شب..
شب عشق بازی برگ و برف...
پاییز چمدان به دست ایستاده!
عزم رفتن دارد...
آسمان بغض کرده و می بارد...
خدا هم می داند ...
عروس فصل ها ...
چقدر دوست داشتنی ست...
کاسه ای آب می ریزم پشت پای پاییز...
و تمام می شود...
پاییز، ای آبستن روزهای عاشقی،
رفتنت به خیر...
سفرت بی خطر ...
#مریم_وطن_پور
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
به ما که میرسد
شب کوتاه میشود
از ما که میگذرد
یلدا میشود...
من و تو با این شب چه کنیم...؟
#جلال_حاجی_زاده
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان

برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان